تبليغاتX
این من بودم که خیانت کردم
 فراست‌مورن
فراست‌مورن شمشیر طلسم شده‌ است که نرزول، لیچ کینگ آن را سریر یخی‌اش به بیرون پرتاب کرد که من شخصیتی همیشه دوست دار قدرت. فراست‌مورن را در قاره نرثرند یافتم. اکنون فراست‌مورن در دستان من و/لیچ کینگ است.

مورادین ریش برنزی(دوست با وفای من)، دورف اکتشاف‌گر آخرین بار در نرثرند دیده شد، او درباره قدرت فراست‌مورن چیزهایی شنیده بود و بدنبال آن بود زمانی‌که من و مردانش به نرثرند رسیدیم. زمانی که نیروهای لرد وحشن مل‌گانس شروع به محاصره آنها کردند،من و مورادین بدنبال اسلحه رفتیم.

فراست‌مورن توسط تعداد زیادی از نامردگان محافظت می‌شد آنها تلاش ‌کردند به من از خطر فراست‌مورن بگویند، اما باوجود این من آنها را از بین بردم. وقتی که آنها شمشیر را یافتیم بروی تخته سنگی که فراست‌مورن بروی آن بود این سنگ نوشته شده بود:
هرآنکس که این شمشیر را بردارد قدرت تا ابد نزدش خواهد بود. هرآینه که شمشیر جسمی را بدرد قدرت هم روح‌اش را تکه تکه خواهد کرد.

مورادین فهمید که شمشیر نفرین شده است، اما من با مسرت گفتم که هرگونه نفرینی را برای نجات سرزمین مادریش می‌پذیرد. زمانی که من آن طلسم را برزبان راندم، یخی که شمشیر را پوشانده بود شکست و منفجر شد. قطعه‌ای از آن به مورادین خورد و او را در دم کشت. من دیگر هرگز از دور اداختن پتکم نگران نبودم و شمشیر را برداشتم. شمشیر بدست، آمن به پایگاهم بازگشتم و ضد حمله‌ای را برعلیه مل‌گانس تدارک دیدم و به سرعت پایگاه لرد وحشت را نابود کردم. لرد وشحت با من روبرو شد، و به من گفت که نرزوی می‌دانست که من شمشیر نفرین شده را برمی‌داردطوری که انگار همه چیز ازپیش تعیین شده بود. او با من چنان صحبت می‌کرد که انگاراعتقاد داشت که من در جبهه لرد وحشت ام. برای غافلگیری شیاطین ، مناز شمشیر نفرین شده برای کشتن لرد وحشت به دستور شاه لیچ استفاده کرد.

بر اثر برداشتن فراست‌مورن لعنتی، من روحم را به لیچ کینگ تقدیم کردم .و با حقیقتی اشنا شدم

حقیقتی از جنس مرک...

|+| نوشته شده توسط ُُُُلرد ارتاس در سه شنبه دوم مهر 1387
 اینجا کجاست؟
هیچکس به‌طور دقیق از پیداش جهان آگاه نیست. فرضیه‌هایی است که یک انفجار عظیم کیهانی سیارات بی‌شماری را در سرتاسر تاریکی عظیم۱ منتشر ساخت. سیاراتی که یک روز شکل‌های حیات شگرف و وحشتناک گوناگونی داشتند. دیگران بر این عقیده‌اند که کیهان کلا توسط یک موجود ابرقدرت ساخته شده است. گرچه به‌طور دقیق منشا هرج و مرج در کیهان نامعلوم است، این واضح است که نژادی قدرتمند برخاسته‌اند تا ثبات را به سیارات بی‌شمار بیاورند و آینده‌ای آرام برای موجوداتی که راه آن‌ها را ادامه می‌دهند به ارمغان آورند.
تیتان‌های عظیم الچثه، خدایان پوست فلزی از طریق قسمت وسیعی از کیهان جهان‌ها تازه متولد بسیاری را یافتند و شروع به‌کار بروی آن‌ها کردند. آن‌ها جهان‌ها را به وسیله کوهستان‌های بزرگ و ایجاد دریاهای وسیع شکل دادند. در فلک دمیدند و اتمسفر را در آن جاری ساختند. این‌ها قسمتی از ژرف اندیشی ایشان بود، نقشه‌ای دور اندیشانه تا مکانی به‌دور از هرج و مرج بسازند. آن‌ها حتی نژادهای نخستین را مثل(elf human) قدرت بخشیدندتا پیرو کارهایشان باشندو مانند بک و برانابوس سال ها عمر کنند و از جهان‌ها بی‌نقص آن‌ها محافظت کنند.
توسط فرقه‌ای سرآمد که به نام ایزدستان شناخته می‌شوند. موجودات باستانی نظم را به صدها میلیون جهان پراکنده در تاریکی بزرگ در زمان اولین سال‌های پیدایششان آوردند. موجودات باستانی خیرخواه، بدنبال پاسبانانی برای این جهان‌ساخت یافته گشتند، تا در برابر حملات موجودات شیطانی چند بعدی موجود در مارپیچ زیرین در امان باشند. (مارپیچ زیرین، یک بعد سماوی پر هرج مرج جادویی است که با هزاران جهان در کهکشان مرتبط است و خانه تعداد بی‌شماری از موجودات شریر است)چون که انها خود میگفتند که تمیتوانند همیشه در زمین بمانند و مجبورند بروند .و رفتند... هیولا هامعمولا میتوانند با سا ختن پرتال(پنجره)به سرزمین ما بیان و کمی تفریح کنند اما فقط ضعیف ها. و قوی تر ها از راه تونل. چیزی که اینجا مشخص است این است که انها میایند و خیلی زود، موجودات شیطانی که فقط به نابودی حیات و بلعیدن انرژی‌های زنده کهکشان فکر می‌کنند. عاجز از درک و فهم هستند اما ات ها ارباب هایی هم دارند که این برتری انسان ها را نیز دارا هستند و یکی از انها که کشتاق درد و رنج ادم هاس لرد لاس است .موجودات باستانی تلاش کردند تا راهی برای خاتمه دادن به تهدیدات دائمی شیاطین پیدا کنند و رهبریبه نام برانابوس را پیرو هدفشان برگزیدند و رفتند.

|+| نوشته شده توسط ُُُُلرد ارتاس در دوشنبه یکم مهر 1387
 
 
بالا